آتش به اختیار سیاسی ، تحریف معنوی یک فرمان، روشی برای کم کردن تاثیر کلام و تضعیف گوینده

آتش به اختیار سیاسی ،تفسیر به رای یک فرمان : تحریف معنوی یک فرمان، روشی برای کم کردن تاثیر کلام و تضعیف گوینده:

 

آتش به اختیار

هفدهم خرداد امسال مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از دانشجویان واژه «آتش به اختیار» را بکار بردند و فرمان آتش به اختیار را برای افسران جنگ نرم صادر نمودند و در پنجم تیرماه نیز در خطبه دوم نماز عید سعید فطر درمورد این فرمان بیاناتی داشتند و آن را بیشتر توضیح دادند. اما این فرمان رهبر انقلاب، همچون بسیاری از مطالب وی، خواسته یا ناخواسته از سوی برخی تحریف معنوی شد ، تفسیر به رای شد و با نقل قولی غیر دقیق از برخی اساتید دانشگاه، به گونه ای تیتر خبری زده شد و خواننده این گونه برداشت کرد که آتش به اختیارها خطاکارند و باید در پیشگاه الهی پاسخگو باشند. در همان تیتر خبری، جمله ای دیگر از گوینده را آوردند که از آقای احمدی نژاد در مناظرات انتقاد شده بود. اما وقتی به متن خبر مراجعه می کنیم و با دقت آن را واکاوی می کنیم مشخص می شود تیتر خبر با متن همخوانی ندارد. نکته قابل توجه دیگر این است که پس از گذشت بیش از نود روز از فرمایش مقام معظم رهبری، خبر انتقاد از آتش به اختیارها «بازنشر» می شود.

اتفاقی که در این خبر رخ داد چه بود؟ و چه پیامی از تیتر خبر به خواننده منتقل می شود؟

۱- القای این مفهوم که «آتش به اختیاری» در مورد همه اقداماتی قبل از صدور فرمان بوده هم مصداق دارد.

۲- القای این مفهوم که آقای احمدی نژاد از کسانی بود که آتش به اختیار عمل کرد.

۳- القای غلط بودن آتش به اختیاری و آن را با «بی قانونی» و «رفتارهای غیر اخلاقی» یکی دانستن.

در این جا در برابر فرمان صریح و شفاف رهبری اجتهاد کرده اند ( اجتهاد در برابر نص ) و فرمان ایشان را به وقایع قبل از صدور فرمان هم کشانده اند.

مقام معظم رهبری به صراحت آتش به اختیاری را تعریف کرده اند و دلیل این فرمان را پیش آمدن اختلال در دستگاه مرکزی عنوان فرموده اند.

اقدام آقای احمدی نژاد در حوزه سیاست، چند سال قبل از صدور فرمان رهبری بود و چسباندن این دو رخداد به یکدیگر به دور از انصاف است و صحیح نیست.

طبق صراحت بیان رهبری: آتش به اختیار، به معنای بی‌قانونی و فحاشی و طلبکار کردن مدعیان پوچ‌اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست. نیروهای انقلابی بیش از همه باید مراقب نظم کشور، مراقب آرامش کشور، مراقب عدم سوء استفاده‌ ی دشمنان از وضعیّت کشور، و مراقب حفظ قوانین [باشند]

 

 

تحریف معنوی

 

 

 

منتخبی از مشروح فرمایشات رهبری:

« توصیه‌ی بعدی؛ تلاش جدّی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه. نگویید در دانشگاه دیگر نمیشود کاری کرد؛ شنفتم این را که بعضی‌ها میگویند که «آقا، دیگر در دانشگاه نمیشود کاری کرد»؛ نه آقا، در دانشگاه خیلی میشود کار کرد، اتّفاقاً در دانشگاه باید کار کرد. چه کسی باید در دانشگاه کار بکند؟ شما. شما تشکّلها هستید که در دانشگاه باید کار بکنید. البتّه خطاب بنده در غیر از این جلسه به همه است؛ من به همه‌ی آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌قول میدان جنگ، آتش به اختیار. البتّه در جنگ، قرارگاه مرکزی وجود دارد که دستور میدهد، امّا اگرچنانچه رابطه‌ی قرارگاه ‌قطع شد یا قرارگاه عیبی پیدا کرد، اینجا فرمانده دستورِ آتش به اختیار میدهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش به اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.

گاهی اوقات انسان احساس میکند دستگاه‌های مرکزی فکر و فرهنگ و سیاست و مانند اینها دچار اختلالند، دچار تعطیلند؛ واقعاً آدم گاهی اوقات احساس میکند. حالا مثلاً فرض بفرمایید این‌همه ما مسئله‌ی فرهنگی در کشور داریم، مسائل مهم که شاید من بتوانم ده مسئله‌ی اصلیِ فرهنگی را بشمارم که اینها دچار مشکل است؛ فرض کنید مسئله‌ی سینما، یک مسئله‌ی مهم است، [یعنی] مسئله‌ی فرهنگی مهمّی است که سینمای کشور چه جوری اداره میشود، از کجا پشتیبانی میشود -حالا پشتیبانی خارجی هم پیدا میکنند برای فیلم‌ها- اداره‌ی هنر کشور و سینما که چیز کوچکی نیست؛ مثلاً فرض کنید ده مسئله‌ی این‌جوری میشود پیدا کرد، [امّا] ناگهان می‌بینید مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند! ( خنده‌ی حضّار ) پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ی اصلی را از مسئله‌ی فرعی تشخیص نمیدهد و یک مسئله‌ی اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ی اصلی، درشت میکنند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش به اختیار ی است که عرض کردم. ( خنده‌ی حضّار ) »

برای مطالعه متن کامل، اینجا را کلیک کنید.

در پنجم تیرماه نیز در خطبه دوم نماز عید سعید فطر درمورد این فرمان بیاناتی داشتند و آن را بیشتر توضیح دادند:
« از جمله‌ی کارهای مهم، کارهای فرهنگی است؛ ما خُلل و فُرج فرهنگی زیاد داریم؛ جاهایی که نفوذگاه دشمن است ازلحاظ فرهنگی، بسیار است؛ این را، هم مجموعه‌های مسئول دولتی، هم مجموعه‌های گسترده‌ی عظیم مردمی موظّفند که انجام بدهند. «آتش به اختیار» به معنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز است؛ آنچه ما گفتیم معنایش این است که در تمام کشور، جوانها و صاحبان اندیشه و فکر، صاحبان همّت، خودشان با ابتکار خودشان، کار را -کارهای فرهنگی را- پیش ببرند، منافذ فرهنگی را بشناسند و در مقابل آنها، کار انجام بدهند؛ آتش به اختیار، به معنای بی‌قانونی و فحّاشی و طلبکار کردن مدعیان پوچ‌اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست. نیروهای انقلابی بیش از همه باید مراقب نظم کشور، مراقب آرامش کشور، مراقب عدم سوء استفاده‌ ی دشمنان از وضعیّت کشور، و مراقب حفظ قوانین [باشند]؛ این مراقبتها در درجه‌ی اوّل متوجّه به نیروهای انقلاب است که دلسوزند، علاقه‌مندند و مایلند که کشور به سمت هدفهای خود حرکت بکند. »

برای مطالعه متن کامل، اینجا را کلیک کنید.

لینک مرتبط: واکاوی فرمان  «آتش به اختیار»

 

درباره‌ی مدیر

سلام علیکم. سید محمد حسینی رکن آبادی مدیر سایت هستم. نظرات گرانقدر شما راهگشای ماست

همچنین ببینید

آتش به اختیار فقط مخصوص کارهای فرهنگی نیست

آتش به اختیار فقط مخصوص کارهای فرهنگی نیست: امسال نیز رهبر عزیزمان در نخستین روز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.